
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم ا ✍شهید ثانی به همراه کاروانی در حال سفر بود. در بین راه به جایی به نام رمله رسیدند. شهید خواست به مسجدی که معروف است به جامع ابیض برود، بخاطر زیارت کردن انبیایی که در آنجا مدفون هستند. پس دید که در، قفل است و در مسجد هیچ کسی نیست. پس دستش را بر روی قفل گذاشت و کشید. به اعجاز الهی در باز شد. او داخل شد و در آنجا مشغول به نماز و دعا گردید و بخاطر توجّه وی بسوی خداوند متعال، متوجّه حرکت کاروان نشد و از قافله جا ماند. پس متوجّه شد که کاروان رفته و هیچ کسی از آنها نمانده است. نمی دانست چه کار باید بکند و در مورد رسیدن به آنها فکر می کرد، با توجهبه اینکه وسایل او نیز بار شتر بوده و همراه کاروان رفته است. بنابراین شروع کرد پیاده به دنبال کاروان راه ...
ادامه مطلب
1 ـ خداوند فرمود: «اى پیامبر! بوسیله تو و پیشوایان از نسل تو بر بندگان خویش رحمت مىآورم، و به وسیله قائم از بین شما، زمین خود را با تسبیح و تقدیس و تهلیل و تکبیر و بزرگداشت مقام الوهیّت، آباد مىسازم. و به وجود او زمین را از دشمنانم پاک مىکنم و آن را میراث اولیاى خویش قرار مىدهم، و به وسیله او کلمه توحید را تعالى بخشیده، کلمه کافران را به سقوط مىکشانم، و به دست او و با علم خود سرزمینها و دل بندگانم را حیاتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخیرههاى پنهان را به مشیت خود برایش آشکار مىسازم. و با اراده خود او را بر نهانىها و مکنونات قلبى دیگران آگاه مىگردانم و با فرشتگ...
ادامه مطلب